الشيخ علي اكبر النهاوندي

72

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

[ پاسخ به شبهه ] جواب اين شبهه ، علاوه بر جواب اوّل و دوّم از آن سه جواب كه در شبههء ماضيه بيان شد ، اين است كه چون اين وصف ، يعنى دانا بودن حكمت و دارا بودن وصف امامت ، در اين خانواده از كودكى و صباوت ، مركوز در اذهان و زبانزد ميان مردمان بود ، فلذا حضرت نبوّت آن را در خلال اوصاف آن حجّت ربّ العزّت بيان نفرموده ، زيرا هركس فى الجمله اين خانواده را شناخته ، مركوز ذهنش است كه ايشان در كودكى داراى علم و حكمت و كمال بودند ؛ بدون آن‌كه نزد كسى تردّد و تعلّم كرده باشند . در محلّ خود ثابت و مبيّن شده كه حسنين عليهما السّلام داخل در آيهء تطهيرند و هيچ رجسى اقبح و اشنع از جهل و نادانى نيست . پس اگر ايشان در آن سنّ كودكى داراى حكمت و كمال نبودند ، چگونه بارى تعالى آيهء تطهير را در شأن ايشان نازل فرمود . هم‌چنين از اخبار مشهورهء بين الفريقين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به آن دو بزرگوار اشاره نمودند و فرمودند : اين دو پسر من ، برخيزند يا بنشينند « 1 » ، امام‌اند ؛ يعنى براى جهاد برخيزند يا ساكت نشينند ، مردم را به خود دعوت كنند يا نكنند و يا اين عبارت ، كنايه از ثبوت منصب امامت براى ايشان ، در هرحال است . ظاهر عبارت ، بلكه صريح آن اين است كه اين منصب از همان وقت كه آن بزرگوار اين فرمايش را فرموده ، براى آن دو بزرگوار بوده ، زيرا به غايت مستهجن است كه كسى بگويد ؛ اين شخص حاضر ، عالم ، كريم و شجاع است ؛ يعنى پس از سى يا چهل سال ديگر ، مثلا عالم ، كريم و شجاع خواهد شد ، حين وفات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله عمر آن دو امام از هفت ، هشت نگذشته بود و خدا عالم است كه جدّ آن‌ها اين عبارت را كدام وقت در حقّ آن‌ها فرموده است .

--> ( 1 ) . الطرائف ، ص 196 ؛ تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 254 .